برای بتینا نگاه کردیم به چشم مهر در ملکی که کینه کهنه زخمی کشنده می نمود و عشق ورزیدیم شنیدیم به گوش مدارا و متانت آنجا که گفته ها بر پایهء پیشداوری و کژفهمی برقرار بود و عشق ورزیدیم نظر دادیم از سر مروّت و تأمّل در دیاری که قضاوت از گرد اوهام و تکبّر …
آرش و رستم و ابن سینا
تقدیم به فریبرز داد از جهل جهانگیر وای از اجبار عادات دیرپا فریاد از اوهام هزارساله فغان از موریانه های خرافات که تا اعماق روان انسانها رسوخ کرده اند سوار بر جهل و عادات استوار بر اوهام و خرافات بیرق سیاهروزی بشر برافراشته اند آرش و رستم روان تو ابن سینای جان تو در تب …
یاد آر
بوی سنبل را در زیر نوازشهای باران بهاری گرامی دار چرا که بزودی بالهای سنگین بمب افکنها بنام انسانیت انبوهی از انهدام و آوارگی را فرو خواهند ریخت آواز جیرجیرکها را در شبهای پرستاره ارج بنه چرا که بزودی تانکهای سنگوش سهمگین از زوزهء کریه خود گوشها را کر خواهند کرد ژاله های سحرگاهی را …
بهار ۱٣۹۰
(۱) بهار آمد، بهار آمد به سوی کوی و هر برزن به سوی مرغزار آمد تو دریابش به سان آهوان دشت به نجوائی رمد دیری نخواهد ماند (۲) برخیز و بده بوسه، چون باز بهار آمد لبخند زن و مِی نوش، سنبل به قرار آمد می ریز به اندیشه، طرحی که به کار آید با …
پری
برای یار وفادارم گلِ نار گاه می شود که چاه ویل افسردگی در مغا ک آن دهان دهشت بار خویش باز می کند چون پریزاده ای، پرستار، از راه می رسی پروانه وار پرواز می کنی وآن پردهء تیرگی باز می شود پرتوی ز نور در افق پدیدار می شود ای پاکزادِ پاکبازِ پر ز …
بخوان بنام بهار
برای عیسی و بهار زندگیش بهار را بهانه کردم و بوی سنبل و سرخی لاله را نشانه تا برای پاکی و سربلندی و سرور و نور از درون این دل دریاپسند صد درود نثار آن دیار و یاران ره کنم بار دگر بشارت و نوید تولّدی دوباره را دهم بار دگر نگاه را بسوی این …
لبخند
برای بتینا روزی که از غلیان غصّه و غبار غم آسمان تیره و افق سیه گونه می نمود لبخند تو برتر از صد سرود شادمانه بود ۞۞۞ بیستم اسفند ماه هزارو سیصد و هشتاد و نه Göttingen
باران، جنگل، دشت پرنور
برای مهربانی که دوباره به جمع زندگان پیوست ۞۞۞ سپیده، دخترم، از خواب برخیز تو ای ژاله صفت، از مهر لبریز اگر جهل جهانگیر و اگر این شب سیاه است چه غم، خورشید خرد بی شک براه است سپیده، دخترم، دریادل و شاد بیا تیشه زنیم بر بنیاد بیداد چو فرهادی که اندیشه است در …
آینه
به پیشواز صدمین سالگرد برپائی روز بین المللی زنان ای مظهر باروری و سازندگی ای سرچشمهء زندگی ای مبداء مهر و عاطفه ای دریای خرد و اندیشه در دیدگان من برخورد با تو بهترین ذرّه بین و ترازوست برای سنجش فکر و فرهنگ انسانها آنکس که خداوندگارش حوّا را زائده و طفیلی آدم می داند …
سایه روشن
Ellen Rohlfs, Gabriele Weber, Vera Macht تقدیم به و دیگر انسانهای شریفی که از بع بع کردن بیزارند ۞۞۞ اذعان تلاش برای رهائی، عدالت، مهر و خرد حتّی اگر به تعبیر مدّعی آب در هاون کوبیدن را تداعی کند صد بار شرف دارد بر فلسفه بافی و سفسطه بازیِ خود باختگانِ خود فروختهء مردم فریب …
لبریز از نور
برای گل مریم و همسر نازنینش و با یاد آشیانهء گرمشان تبلور ترس و یأس در تنهائی و تاریکی آنگاه که جهل و وهم بر سر جوانه ها خاک مرده می پاشد حکایتی است گذرا، هر چند که دیرپا و آنرا پادزهری است کارا نسیم سحری سرشار از عطر امید و رؤیا سبک بال و …
نیمهء دیگر، شمارهء نخستین
من انسانم *** شعری از غادة السمّان - شاعرهء سوری *** اگر به خانه من آمدی برایم مداد بیاور ،مداد سیاه میخواهم روی چهرهام خط بکشم تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم یک مداد پاک کن بده برای محو لبها نمیخواهم کسی به هوای …
بزرگداشت زندگان: محمّد رضا شفیعی کدکنی، شمارهء چهار
ملکوت زمین ۞۞۞ چتر گردباد ۞۞۞ پرسش ۞۞۞ آتش زنده ۞۞۞ طلسم ۞۞۞ آرایش خورشید ۞۞۞ کیمیای عشق سبز ۞۞۞ آواز بیگانه ۞۞۞ پیغام ۞۞۞ ملکوت زمین چنان که ابر، گره خورده با گریستنش چنان که گل، همه عمرش مسخّر شادی ست چنان که هستی آتش اسیر سوختن است تمام پویهء انسان به سوی …
بزرگداشت زندگان: محمّد رضا شفیعی کدکنی، شمارهء چهار weiterlesen
بزرگداشت زندگان: شهاب ماسالی
هشدار نازنین آمیزه ای که نیزه به دستش فتاده است سبزینه ای ز عاطفه و عشق در کار او مبین هشدار نازنین هرگز مگو به خود: چه زیبا اهریمنی است این که می آید در جامهء فرشته فریبا ۞۞۞ برهنه در تقابل گزند زیستن چه سخت بود و ساده می نمود آسمان رشته رشته پنبه …
بزرگداشت زندگان: محمّد رضا شفیعی کدکنی، شمارهء سه
حتی نسیم را ۞۞۞ طفلی به نام شادی ۞۞۞ در ناگزیر دهر ۞۞۞ کوچ بنفشه ها ۞۞۞ آرزو ۞۞۞ معراج فنا ۞۞۞ مزامیر گل داوودی ۞۞۞ حتی نسیم را شیپور شادمانی تاتار در سالگرد فتح فرصت نمی دهد تا بانگ تازیانه ی وحشت را در پهلوی شکسته ی آنان در آن سوی حصار گرفتار بشنویم …
بزرگداشت زندگان: محمّد رضا شفیعی کدکنی، شمارهء سه weiterlesen
بزرگداشت زندگان: محمّد رضا شفیعی کدکنی، شمارهء دو
دیباچه ۞۞۞ آن عاشقان شرزه ۞۞۞ زندگی نامه ی شقایق ۞۞۞ غزلی در مایه ی شور و شکستن ۞۞۞ دیباچه بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب که باغ ها همه بیدار و بارور گردند بخوان دوباره بخوان تا کبوتران سپید به آشیانه خونین دوباره برگردند بخوان به نام گل سرخ …
بزرگداشت زندگان: محمّد رضا شفیعی کدکنی، شمارهء دو weiterlesen
ژاله
Norman Finkelstein و Ilan Pappe با سپاس از گاه تیرگی میرود به جنگ تیرگی تا نهد ستون برای زندان مستحکمتری در پی اسارت نور و آب زاینده و سپیدهء سحر گه منادیان دروغین روشنائی و خرد در لوای دفاع از حقوق بشر بسته بر صید شبنم و ستاره ها کمر گه پیام آوران دین عجین …
سیمرغ و دریا و دماوند
آزادی و آزادگی و امیدِ بهاری که نهفته است در دامن فردا بی شاید و امّا در خود بگرفته همه شور و شعر و شعورم از قافله دورم بیتابی و طلب طرحی هر چند که در بستر رؤیا وین شوق و تمنّا سرچشمهء این رود زایندهء سرمست سرودم غافل نغنودم پندم نده، ای آرام گرفته …
بزرگداشت زندگان: محمد رضا شفیعی کدکنی , شمارهء یک
پژواک ۞۞۞ از بودن و سرودن ۞۞۞ برگ بی درخت ۞۞۞ اگر مردی ۞۞۞ در جاودانگی ۞۞۞ پرسش ۞۞۞ سلام ۞۞۞ کبریتی از پریدن شبتاب ۞۞۞ غزل برای گل آفتابگردان ۞۞۞ دامن آفتاب ۞۞۞ شطرنج عجیب ۞۞۞ شعبده باز ۞۞۞ پژواک به پایان رسیدیم امّا نکردیم آغاز فروریخت پرها نکردیم پرواز ببخشای ای روشنِ …
بزرگداشت زندگان: محمد رضا شفیعی کدکنی , شمارهء یک weiterlesen
سپیده
کبریتی از پریدن شبتاب وام کن وز شعله اش چراغ برافروز تا پیش پای خویش بینی زان پیشتر که در لجن شب چون لاشه ای به صدر نشینی شفیعی کدکنی ۞۞۞ روشنائی و خرد در جوار مهر سربلندی و سپیدی و سیر اندیشه در سپهر شادی و سرود و شعر و زلال آب این بهینه …