برای باشو و دیگرغریبه ها (۱) در عذابِ جنگِ جماهیر جنایت و جهل وجنون در میان صخره های سر به آسمان کشیده در رهیم سرفراز و پاکباز توشه ای ز مهر و خرد به انبان خویش با عبرت از گذشته آشنا و نگه به پیش بیقرار و استوار با شور و امید برآمده ز دانش …
Autor: amortasawi
بهار باز می رسد
باز آید و باز آمد دی رفت و بهار آمد وان سوزِ سترون شد سنبل به قرار آمد چون نرگس و چون نسرین یارا برِ من بنشین از ژاله قدح پر کن می نوش مِیِ نوشین از مِهر و خِرَد خیزد جانها به هم آمیزد وین جوششِ انسانی بنیاد ستم به هم ریزد دل رفت …
سه آرزو
آبم ده آبی که بدان روان جوان روان باشد نانم ده نانی که جهان بدان گل افشان باشد شورم ده شوری که شراب عشق شهد آن باشد ۞۞۞ پانزدهم بهمن ماه هزارو سیصد و نود Rotenburg an der Fulda ۞۞۞
Quadratur des Kreises
Quadratur des Kreises September 2009 1. Einleitung 2. Selbstdarstellung und Geschichtsauffassung 3. Der verborgene Imam und die Statthalterschaft der Rechtsgelehrten(wilayat-ul-faqih) 4. Rechte des Volkes in der Verfassung der Islamischen Republik Iran 5. Islam und Menschenrechte 6. Die Scharia 7. Anstelle einer Zusammenfassung 8. Erläuterungen und Quellenangaben 9. Grafik zur Verfassungsstruktur der Islamischen Republik Iran Einleitung …
Die makabere Heuchelei und erbärmliche Scheinheiligkeit einiger politischer Akteure in Deutschland: NATO, Syrien und der Iran
15.01.2012 Am 3. Januar 2012 wurde angesichts der laufenden Kriegsvorbereitungen unter deutscher Beteiligung ein Aufruf zur Solidarität mit den Völkern Syriens und Irans veröffentlicht (1). Dieser Aufruf hat eine beachtliche heuchlerische Entrüstung bei einigen politischen Akteuren in Deutschland, begleitet von einer niederträchtigen Diffamierung, ausgelöst (2). Zur Beurteilung der Frage Heuchelei oder Aufrichtigkeit gibt es einen …
تریاقِ هورقلیا
برای یاوری که در نیمهء راه جدا ماند منظره را دیدم ستم غوغا می کرد وهم و جهل ماهرانه در جرّاحی مغزها بکار بود سپاهی گران از دانشمندان و کارآگاهان هنرمندان و نام آوران در خدمت به خیانت گرد و خاکی چشمگیر و نَفَسبُر بپا کرده بود دشمن خُدعه پرور سخت قوی و مسلّط می …
فراخوان همبستگی با خلقهای ایران و سوریه
با تشدید تهدیدهای جنگی و اقدامات نظامی آمریکا و دوّل عضو ناتو در خاورمیانه، در روز سوّم ژانویهء سال جاری توسّط طیف وسیعی از هواداران صلح در آلمان برای پایان دادن به تمهیدات جنگی بر ضد سوریه و ایران، قطع تحریمهای اقتصادی و حمایت از مردم این دو کشور در شکل دادن مستقلانهء نظام اقتصادی …
یادواره ها، ژاله اصفهانی، شمارهء پنج
نوروز باکو، ۱۳۲٦ خجسته سال نوین است و آرزومندم که سال نو به شما خرّم و همایون باد درختِ خسته و عریان دوباره شد پرگل خرابه های گلستان دوباره شد آباد به شادی گل و شور بهار و شوق چمن قسم، که ریشهء غم را به باد باید داد برای ما که سر سپردیم به …
فرخنده و خجسته باد
برای یار دبستانیم یک شب به یلدا مانده است و تو قفس را شکسته ای نیم قرن از زندگی گذشته است و بندها را گسسته ای بال و پر گشا کنون، زمانِ اوج و پرواز و آرزوست راه روشن است و تو در کنارِ بحرِ بی انتها نشسته ای ۞۞۞ بیست و نهم آذر ماه …
یادواره ها، ژاله اصفهانی، شمارهء چهار
زیست نامه ۱۳٥۳ خندهء سرخ لاله های بهار اشک زرد درخت های خزان بوسهء وصل و شادی دیدار غم بدرود و آفت هجران همهء عمر جستجو کردن منتظر بودن آرزو کردن و شکفتن در آفریدن ها زندگینامهء من است و شما ... ۞۞۞ ابر و خورشید ۱۳٥۷ می شود هر لحظه یک رنگ دگر …
یادواره ها، ژاله اصفهانی، شمارهء سه
چو می خندی تو ۱۳٤۳ چو می خندی تو می خندد گل خورشید چو می خندی تو صحرا می شود صد رنگ چو می خندی تو می رقصد در و دیوار چو می خندی غمم آرام می خوابد امیدم می شود بیدار اگر بینی گهی آهسته می گویم مشو دلتنگ که مادر سرنوشتش، گریهء غمها …
یادواره ها، ژاله اصفهانی، شمارهء دو
من قناری نیستم ۱۳٤۹ من قناری نیستم تا در چمن خوانم ترانه از چه می خواهی ز من شعر لطیف عاشقانه؟ آبشاران بهاری ریزد از چشمم که کوهم شعله بر کاغذ زند هر حرف شعرم من سرود خشمناک یک گروهم یک گروه عاصی از صبر خسته چشم باز و دست بسته درد آنها رنگ دیگر …
یادواره ها، ژاله اصفهانی، شمارهء یک
آن نغمه ۱٣٥۱ بشکفد بار دگر لالهء رنگین مراد غنچهء سرخ فروبستهء دل باز شود من نگویم که بهاری که گذشت آید باز روزگاری که بسرآمده آغاز شود روزگار دگری هست و بهاران دگر ... شاد بودن هنر است شاد کردن هنری والاتر لیک هرگز نپسندیم به خویش که چو یک شکلک بی جان شب …
درست به همین دلیل
می گوید مگر نمی دانی که افسانه نامی است زنانه پس چرا این اسم را انتخاب کرده ای می گویم درست به همین دلیل می گوید مگر این زمهریر را نمی بینی پس چرا دم از بهار می زنی می گویم درست به همین دلیل می گوید مگر بدنبال زیبائی نیستی پس چرا اشعارت اجتماعی …
شانزدهم آذر
برای گلِ نار باز آذرِ خجسته سر رسید و آتشِ فروزانِ ره گشایندهء دیگری مرا آرزوست تا که رقص و نغمه و سرورِ شراره های دلکشش این گران سکونِ سیاهی و تباهی و تطاول زمانه را برهم زند باز آذر خجسته سر رسید و جنبش خِرَدجوهرِ روشن مرامِ دیگری مرا آرزوست تا غبارِ وهم و …
نشخوار هزاران ساله
دو سر انگشت بر دو چشم نه هیچ بینی از جهان انصاف ده گر نبینی این جهان معدوم نیست عیب جز ز انگشت شوم نیست (مولوی) آه مکش، فغان مکن، ناله به آسمان مکن تا شکند سیه روی، رو به شب دگر مکن چون تو به بندِ رفته ای، دل به گذشته بسته ای گِردِ …
مزن ای دیوانه سر بر طبل جنگ
وطن! وطن تو سبز جاودان بمان که من پرنده ای مهاجرم که از فرازِِ باغِ باصفای تو به دوردست مِه گرفته پر گشوده ام (سیاوش کسرائی، بهمن۱۳۶۲) (۱) خموش باش ای سیه دل مجوی در جنگ و جنایتی دگر جلای خود نگر که این کوره های مرگ کنون زبانه می کشند از کران تا کران …
گردش گیتی
هست گلهائی در این گلشن که از سرما نمی میرد واندرین تاریک شب تا صبح عطر صحرا گسترش را از مشام ما نمی گیرد زنده یاد سیاوش کسرائی دی ماه ۱۳۳۶ باز خزان آمد و نقّاش شد دشتِ به شوق آمده زرفام شد بادِ فتّانه فسون ساز کرد برگ به آغوش زمین ناز شد جنگل …
پرواز
برای فریبرز حتّی اگر روزی تمامی رسانه ها در دنیا با این کهن کلامِ کژفکری گوشها را به تکرار کر کنند و دیده ها را به استمرار کور که پیکار برای مهر و خرد همانا اوج بلاهت است باز در سینه آتش عشق به پالایش، پرورش و پرواز را دلشاد و سرفراز با پایداری پاس …
شایسته
برای سپیدهء سحرم کاهلی از سر بنه، واسطه ها را گذار کفش و کله عاریه؟ دور شو از کارزار منطق و منظر تو را، دیدهء روشن تو را گوشه و گلشن تو را، نیک بگو آشکار ۞۞۞ هفتم آبان ماه هزارو سیصد و نود Rotenburg an der Fulda