(ترجمه های آزاد و برداشتها) زیباتر Hilde Domin* (1909-2006) .سروده های خوشبختی زیباترند به همان گونه که شکوفه زیباتر از ساقه ایست که آن را البتّه نمو می دهد .سروده های خوشبختی زیباترند به همان گونه که پرنده زیباتر از تخم است به همان گونه که زیباست زمانی که روشنائی سر می زند .خوشبختی زیباتر …
Autor: amortasawi
Rückwanderung (Hilde Domin) قهقرا
(ترجمه های آزاد و برداشتها) قهقرا Hilde Domin* (1909-2006) هم اکنون از یاد میبرم ارزش یک قوطی کنسرو .خالی را به تازگی آموخته ام که یک قوطی حلبی را بدور اندازم که با آن دوستم رامونا به مهمان که با آن دوستم رامونا به من آب می دهد از کوزهء بزرگ سفالینی که در گوشهء …
Kampf (Bertolt Brecht) مبارزه
(ترجمه های آزاد و برداشتها) مبارزه Bertolt Brecht .افرادِ زبون مبارزه نمی کنند .کسانی که توان بیشتری دارند شاید یک ساعت مبارزه می کنند .آنهائی که از این هم نیرومندترند سالهای زیادی مبارزه می کنند .امّا توانمندترین ها تمام عمرشان مبارزه می کنند .اینان ضروریند ۞۞۞ Bertolt Brecht Die Schwachen kämpfen nicht. Die Stärkeren kämpfen …
Gleichgewicht (Hilde Domin ) توازن
(ترجمه های آزاد و برداشتها) ۞۞۞ توازن Hilde Domin* (1909-2006) ما گام برمیداریم هر کدام به تنهائی در راهی باریک بر فراز سرهای مردگان - تقریباً بدون ترس - با ضرباهنگ قلبمان گوئی که در امان باشیم تا زمانی که عشق .گرفتار وقفه نشود بدینسان ما گام برمیداریم در میان پروانه ها و پرندگان در …
Wo kämen wir hin (Kurt Marti) به کجا می رسیدیم
(ترجمه های آزاد و برداشتها) به کجا می رسیدیم Kurt Marti * ۞۞۞ (١) به کجا می رسیدیم اگر همه می گفتند که "به کجا می رسیدیم" و هیچ کس نمی رفت تا باری ببیند که آدمی به کجا می رسید .اگر می رفت ۞۞۞ (٢) عاقبت و آخرت ما به کجا می انجامید اگر …
Worte (Hilde Domin) کلمات
(ترجمه های آزاد و برداشتها) کلمات Hilde Domin* (1909-2006) ۞۞۞ (١) کلمات انارهای رسیده ای هستند که روی زمین می افتند .و خود را میگشایند ،آنچه که در درون است بیرون ریخته میشود میوه راز خود را آشکار می سازد ،و دانه اش را نشان می دهد .رازی نوین را ۞۞۞ (٢) کلمات انارهای رسیده …
April (Hilde Domin) آوریل
(ترجمه های آزاد و برداشتها) ۞۞۞ آوریل Hilde Domin* (1909-2006) (١) گیتی خوش .بوی دیروز را می دهد .عطرها ماندگارند .تو پنجره را میگشائی تمامی بهاران .با آن پا بدرون میگذارند بهاری که فراتر از .برگهای سبز است .بوسه ای همهء بوسه ها را در بر دارد بر فراز شهر همواره این سپهرِ رخشانِ صاف …
Linguistik (Hilde Domin) علم زبان
(ترجمه های آزاد و برداشتها) ۞۞۞ علم زبان Hilde Domin* (1909-2006) .تو باید با درختِ میوه گفتگو کنی زبان تازه ای را ابداع کن زبان شکوفه های گیلاس کلمات شکوفه های سیب کلمات صورتی و سپید که باد آنها را بی صدا .با خود می برد رازت را برای درخت میوه بازگو .زمانی که ناروائی …
Nicht müde werden (Hilde Domin) به ستوه نیامدن
(ترجمه های آزاد و برداشتها) به ستوه نیامدن Hilde Domin* (1909-2006) (١) به ستوه نیامدن به ستوه نیامدن بلکه به سوی معجزه آرام آن سان که به سوی پرنده ای .دست را دراز کردن ۞۞۞ (٢) به ستوه نیا به ستوه نیا بلکه دستت را به سوی معجزه گوئی که با پرنده ای روبرو باشی …
Inbrunst
(in Erinnerung an Wolfgang Kuhlmann und seine FriedensTreiberAgentur) (29.12.2013) Das Feuer in meiner Brust, Jahrtausende alt, schenke ich dir. In mir hat es eine junge Welt geboren. Grünendes Leben und Dichtung fließen ineinander in diesem Feuer. Gib es weiter. ۞۞۞ Druckversion: Inbrunst
Der Baum blüht trotzdem (Hilde Domin) درخت با وجود این به شکوفه می نشیند
ترجمه های آزاد و برداشتها درخت با وجود این به شکوفه می نشیند Hilde Domin* (1909-2006) درخت با وجود این به شکوفه می نشیند درختان همیشه حتّی به گاه اعدام شکوفه کرده اند شکوفه های گیلاس و پروانه ها را باد به سوی بسترِ محکوم هم می راند آنها به راه خود ادامه می دهند …
Der Baum blüht trotzdem (Hilde Domin) درخت با وجود این به شکوفه می نشیند weiterlesen
Gegengewicht (Hilde Domin) وزنهء مقابل
ترجمه های آزاد و برداشتها وزنهء مقابل Hilde Domin* (1909-2006) چگونه می توانم در آبی ترین لباسِ خود حتّی اگر همهء شاخه های شکوفنده و همهء بلبلها را به یاری بطلبم چگونه می توانم با خنده و یا با اشک توازن را برقرار دارم با کفهء دیگرِ ترازو که گیتی در آن قرار دارد فندقی …
Völlig veraltete Klassenkampftheorie (Erich Fried)نظریهء کاملاً منسوخ مبارزهء طبقاتی
ترجمه های آزاد و برداشتها نظریهء کاملاً منسوخ مبارزهء طبقاتی (Erich Fried; 1921-1988) برای بینوایان چه آرزوئی بایستی داشت در راهِ آینده ای بهتر؟ تنها اینکه همگی در مبارزه علیه متموّلین به همان اندازه ثابت رأی و پیگیر باشند به همان اندازه با تدبیر و به همان اندازه پایدار که متموّلین در مبارزه .علیه بینوایان …
Völlig veraltete Klassenkampftheorie (Erich Fried)نظریهء کاملاً منسوخ مبارزهء طبقاتی weiterlesen
حکایت
درد ما شاید سرچشمه اش ترس از انجامِ ماست قصّه ها سرمی کنیم حیران با راز، دراز و پرگداز دست وپائی می زنیم در راستایِ مرگِ خود محو می گردیم لرزان در قعرِ این دریایِ نیاز لیک نیک در سیرِ کیهانِ کهن گر بنگریم مرهمی یابیم مَر جان در گرمایِ چشم و قلبِ باز ۞۞۞ …
گردون
تقدیم به مهشید و فریبرز آتشِ درون سینه ام .ارمغانی برای توست ،آتشی ست از گذشته و گذشتگان .در جانِ من جهانی جوان شُدست سبزبرگی و سُرایندگی .در آتشِ روانِ روان ها رواست آتشم را رخشان .به آیندگان و دیگران رسان ۞۞۞ Rotenburg an der Fulda نخستین روز دی ماه هزار و سیصد و نود …
Innere Sonne
für Sima Wald und Stadt lebendig und verborgen. Meer der Wolken ausgebreitet, still und so nah für zärtliche Berührung. Firmament im Sonnenspiel Quelle der Farben. Meine Augenlider senken sich federleicht, hoffnungsvoll. Das Lied der inneren Sonne durchdringt mich ganz. ۞۞۞ Rotenburg an der Fulda
درودی در بدرود
برای حسین وعیسی درگذشت زندگان بویژه نزدیکان و عزیزان ،یادآور بدایت و نهایت ماست تمنّائی در تنهائی و فراخوانی تسلّی بخش به چشیدن شیرهء زندگی آمیزش و آزمایش پرورش و پالایش سرود و سازندگی .آنچنان که سزاوار هستی باشد ۞۞۞ Rotenburg an der Fulda بیست و سوّم آذر ماه هزار و سیصد و نود و …
یلدا
شکفتنِ گلخنده های کودکان مطلعِ روشنِ بهار مرغزارِ زیبائی و ژاله ها رقصِ ذهنِ عاشقان از حضورِ یار کالهء امید و شراره ها اشکِ شوقِ شاعران در سپاسِ فکر و کار زهدانِ شور و ستاره ها ۞۞۞ Rotenburg an der Fulda بیستم آذر ماه هزار و سیصد و نود و دو ۞۞۞ نسخه برای چاپ …
خورشیدت را نظاره گر باش
برای سیما جنگل و شهر .زنده و ناپیدا دریایِ ابر گسترده، آرام و آنچنان نزدیک که گوئی می توان .دستی به نوازش دراز کرد در دوردست شفق .خمخانهء رنگ پلکهایم امیدوار، سبکبار .هماغوش می شوند از سرودِ خورشیدِ درون .سرشار می شوم ۞۞۞ Rotenburg an der Fulda هفدهم آذر ماه هزار و سیصد و نود …
Metamorphose
Der Stift stand auf für Gerechtigkeit. Er verbreitete sich in der Welt. Das Papier schritt zur Aufklärung. Es bekam Flügel und stieg empor. Meine Hände eilten zur Liebe und blühten. Aus der einen wurde ein Ast wilder Rosen, voller Bienen und Schmetterlinge, aus der anderen eine Wasserquelle für Jungvögel. ۞۞۞ Druckversion: Metamorphose