Fereydoun Moshiri: Ich spreche vom Licht. از نور حرف مي زنم. فریدون مشیری

Ich spreche vom Licht Fereydoun Moshiri (1926-2000) Jeden Morgen, sobald das Sonnenlicht über den fernen Bergen emporsteigt, breite ich die Flügel aus, flinker als die Brise; lasse die Botschaft der Morgendämmerung fliegen mit hellen, klaren Gedichten. Die Menge der Schlafenden rufe ich mit süßen, lieblichen Liedern. Ich erzähle vom Licht, vom Licht, von lebendigem Leben, …

Fereydoun Moshiri: Ich spreche vom Licht. از نور حرف مي زنم. فریدون مشیری weiterlesen

در ارجِ زمان

تقدیم به رنگین کمان :گفتا دل بستن به شادیِ گذرا چرا ،در حضورِ نیستیِ جان ستیز این ناگزیرِ ناگریز؟ :گفتمش ،گر لحظه وحال را -آری، هدیه ای بی شک گذرا- بی مقدار شماری ناروا گمان مبر خام که مرگ را .وام دار نخواهی شد در انتها ۞۞۞ Rotenburg an der Fulda یازدهم خرداد هزار و …

در ارجِ زمان weiterlesen

Lob der Dialektik (Bertolt Brecht) تحسین دیالکتیک. برتولت برشت

ترجمه های آزاد و برداشتها تحسین دیالکتیک Bertolt Brecht (1898-1956) .بیداد امروز با گام مطمئن جولان میدهد .ستمکاران خود را برای ده هزار سال آماده می کنند .زور و خشونت ضمانت می دهد: وضعیّت به صورتی که هست، باقی خواهد ماند هیچ صدائی به جز صدای حکمروایان برنمی خیزد .و در بازارها بهره کشی بلند …

Lob der Dialektik (Bertolt Brecht) تحسین دیالکتیک. برتولت برشت weiterlesen

Iranian Nuclear Issue

    Iran is a signatory of all the major treaties against weapons of mass destruction: Treaty on the Non-proliferation of Nuclear Weapons (NPT) (1968) http://disarmament.un.org/treaties/t/npt The Biological Weapons Convention (BWC) (1972) https://www.armscontrol.org/factsheets/bwcsig The Chemical Weapons Convention (1993) https://www.armscontrol.org/factsheets/cwcsig India, Israel and Pakistan have not signed the Treaty on the Non-proliferation of Nuclear Weapons yet. …

Iranian Nuclear Issue weiterlesen

Die Sprache des Imperiums*

„Warum nun wird diesem Betrug, diesen Absurditäten und Entstellungen nicht nachgegangen, warum winken sogar Linke ab, wenn ihnen von diesen Dingen berichtet wird?“, fragen die Hellhörigen mit erfrischender Verwunderung. Eine der Antworten lautet, dass der Preis vermutlich zu hoch ist, wenn aufgedeckt wird, wie die Herrschenden denken und handeln. Ohne Aufklärung nämlich kommen die zum …

Die Sprache des Imperiums* weiterlesen

نغمه

چه می خواند چنین زیبا نهان در شاخسارِ جنگلِ گویا بدور از دیده و داعی به صد رؤیا چو بگشایم دری رو سویِ سحرِ این دنیا درون نغمهء مرغک بیابم نغمهء خود را که می جوید رهی در قلبِ انسانها برای گردشی دیگر به گِردِ زشت و زیباها ۞۞۞ Rotenburg an der Fulda بیست و …

نغمه weiterlesen

Mohammad Reza Shafi’i Kadkani: Vom Sein, Dichten und Singen / از بودن و سرودن. محمد رضا شفیعی کدکنی

Vom Sein, Dichten und Singen Mohammad Reza Shafi'i Kadkani „Der Tag bricht an, steh auf“, sagt der Hahnenruf. „Und lass los diesen Schlaf und diese Müdigkeit im Fluss der Nacht. Ein weiteres Mal mit lauter Stimme ruf in den Gassen nach den Trunkenen der Mitternacht, nach den Wissenden mit durstenden Lippen. Zerbrich den Schlaf der …

Mohammad Reza Shafi’i Kadkani: Vom Sein, Dichten und Singen / از بودن و سرودن. محمد رضا شفیعی کدکنی weiterlesen

دلاورِ درونِ هر انسان

*برای جعفر پناهی و با سپاس از محمّد رضا مرتضوی چه ابلهانه می کشند بر چشمانِ جویندگان تکّه پاره های ترس خویش را چرا که با گوشِ جان می توان نگاه را پرواز داد به اوج آسمان ۞ و چه خیره بند می نهند گوشهای در طلب گشوده را چرا که با پوست و دماغ …

دلاورِ درونِ هر انسان weiterlesen

سبز و سبز و سبز

برای سیما و علیرضا صد چکامه برآید از چشیدنِ فسانهء فتّانه سبزینه در بهار سبز و سبز و سبز سبزِ بیقرار سبزِ مغز پسته ای لحظه ای خفته در آغوش فیروزه ای لحظهء دگر خرامیده به سوی یشمِ ناب در سطحِ آب گه همایشی با زرد و کهربا در برین دشتِ نور و آفتاب آن …

سبز و سبز و سبز weiterlesen

اوّل ماه مه

زین سان خموش و سرد نشستن جنایتی ست بی اعتنإ به پویهء پنهانی بهار وقتی که بال چلچله، یکریز و ناگزیر در آیش وسیع هوا میزند شیار ( محمد رضا شفیعی کدکنی ) ۞۞۞ در این فضایِ پرغبارِ دروغ و دغا، هوای مسموم و بختکِ خفقان در این دورِ دیرپایِ خود را به ستمگران فروختگان …

اوّل ماه مه weiterlesen

گُزینه

گویند گزینه ای دگر نیست، مَگرد سالاریِ سرمایه جهانی بُود و بی برگرد از یاوهء جانیان مشو تو دلسرد با مهر و خرد بپو رهی در دلِ درد ۞۞۞ Rotenburg an der Fulda نهم اردیبهشت ماه هزار و سیصد و نود و دو ۞۞۞ نسخه برای چاپ گُزینه

ایران، کهن دیارِ عاشقان

صد سروده سر گرفته از جشن و جنبشِ جاری در جهان از رَستن و رُستنی چنین عمیق و دیرپای و کم نشان جنگل کهن چه سان خنده بر لب نشانده و گشته جوان برگهای گویای و گیرایِ مهربان او همسانِ پرنیان آرام جان و دلنواز و درخشنده اند چون دیدگانِ نوزادگان در میانِ درختانِ سبزین …

ایران، کهن دیارِ عاشقان weiterlesen

شکوفهء قلم

کدر مکن به کینه ها چراغ و چشم و پنجره بساب چرکِ سینه را، زدای زنگِ حنجره چو پر کنی دوات را ز مهرِ خاک یکسره قلم دهد شکوفه ها، شود گشاده منظره   ۞۞۞ Rotenburg an der Fulda هشتم اردیبهشت ماه هزار و سیصد و نود و دو ۞۞۞ نسخه برای چاپ شکوفهء قلم

بزرگداشت زندگان: محمد رضا شفیعی کدکنی، شمارهء هشت

  سفال های شکسته ۞۞۞ ارض موعود ۞۞۞ در روزگار پیری ایمان ۞۞۞ کبوتر طوقی ۞۞۞ همین و بس ۞۞۞ از برگ های اندوه ۞۞۞ چون جمله ای میان هلالین ۞۞۞ شطحِ عاشقانه ۞۞۞ درختِ رهائی ۞۞۞ خلق جدید ۞۞۞ با متنّبی ۞۞۞ شاعر ۞۞۞ شاعر بودن ۞۞۞ نقطه چین ها ۞۞۞ سفال های شکسته …

بزرگداشت زندگان: محمد رضا شفیعی کدکنی، شمارهء هشت weiterlesen

بزرگداشت زندگان: محمد رضا شفیعی کدکنی، شمارهء هفت

در جامهء بلیغ و بلندِ برهنگی ۞۞۞ استبداد شرقی ۞۞۞ ناگزیر ۞۞۞ بی پرده ۞۞۞ خواب پریشان باغ ۞۞۞ انحنای زمان ۞۞۞ از گدازه های روح ۞۞۞ در خواب های هرزه ۞۞۞ درخت و آب و آسمان ۞۞۞ بدرود با سکوت ۞۞۞ سال های آتش و سرود ۞۞۞ آسمان زنبق ۞۞۞ از برگ های حیرت …

بزرگداشت زندگان: محمد رضا شفیعی کدکنی، شمارهء هفت weiterlesen

نگاهی و نویدی

برای گلِ نار، سیما و سهیل از خانه چون برون شدم، در روشنای صبح بهار، نگاه نگار برنا دل، جنگل کهن، نویدی را در خود داشت و نبیدی منظرِ مخملیِ سبزِ گیاه در بهارِ روشن منبع و مائده و مأوائی ست که از آن باز روان با وجود همه ناپاکی ها که عیان است در …

نگاهی و نویدی weiterlesen

مهربانی

پاینده شکوفه در بزمِ بادِ صبا خود پروانهء جان که در رهِ نور رها تنها مهر است که در میانِ سنگِ خارا می جوید آبِ روان و می یابد آن را ۞۞۞ Rotenburg an der Fulda نخستین روز اردیبهشت ماه هزار و سیصد و نود و دو ۞۞۞ http://www.youtube.com/watch?v=M1eYthRTfBo ۞۞۞ نسخه برای چاپ مهربانی

بزرگداشت زندگان: محمد رضا شفیعی کدکنی، شمارهء شش

ندای هنگام ۞۞۞ پارادوکس ۞۞۞ آوارگی ۞۞۞ وصل ۞۞۞ دور و تسلسل ۞۞۞ حکایت ۞۞۞ از یک سخنِ تو ۞۞۞ شور امیرُف ۞۞۞ عقربه هایِ ترس ۞۞۞ لحظهء بدرود ۞۞۞ از برگهایِ شادی ۞۞۞ پاسخ ۞۞۞ مرثیهء عشقی ۞۞۞ سنجاب ها ۞۞۞ انتظار ۞۞۞ شهرزاد ۞۞۞ آن سان که با شکوفه ها ۞۞۞ در لحظهء …

بزرگداشت زندگان: محمد رضا شفیعی کدکنی، شمارهء شش weiterlesen