شوقِ آفرینش

  دلی نیمی ز زن، نیمِ دگر از مرد آفریدیم گهی در سرخوشی، گاهِ دگر در درد آفریدیم بسی با شعر و شور و رو سوی رؤیا دمی ماتمزده، در شک و عقب گرد آفریدیم به آوایِ برفین زمستان و نوایِ تابستانِ زرریز به جشنِ رنگینِ بهاران و پائیزِ صد گرد آفریدیم چه در داد …

شوقِ آفرینش weiterlesen

بهار و بالندگی

  بهار دلگشا، این مرهمِ دردِ دل ریشان نگارِ نازنینِ نیک رویِ نازک اندیشان می ومیخانه و محرابِ به کیشان خرامیده به دشتِ شعور و آرزوی ما همی بوسد لبانِ پینه دارِ پوریایِ ما زمینِ جانفزایِ گل ضمیر بی ریای ما به ناز و بوسه و لبخند این طنّاز به لب صدها سرودِ شادِ سرافراز …

بهار و بالندگی weiterlesen

بزرگداشت زندگان: هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)، شمارهء هشت

سروده های زندان هفتم اردیبهشت ١٣٦٢ – چهارم اردیبهشت ١٣٦٣ منبع: پیر پرنیان اندیش / میلاد عظیمی و عاطفه طیّه در صحبت سایه. انتشارات سخن. تهران، ١٣٩١ زندانی شدن سایه در سال ١٣٦٢ از مهمترین وقایع زندگی او بوده که تأثیری قاطع بر مسیر زندگی او و خانواده اش داشته است. شعرهایی که او در …

بزرگداشت زندگان: هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)، شمارهء هشت weiterlesen

B.E.W.E.G.E.N

von Afsane Bahar und Kassandra Pari Sideras ۞۞۞ B.E.W.E.G.E.N Aufrichtig Fragen stellen - kraft klaren Bewusstseins und aus tiefem Bedürfnis, vielschichtig die Antworten hinterfragen - kraft hart erarbeiteter Fähigkeit, redlich Schlussfolgerungen ziehen - kraft gestählter Ehrlichkeit sich selbst gegenüber, beherzt die eigene Feigheit und Trägheit überwinden - kraft mutiger Selbstkritik und errungener Selbsterfahrung, beharrlich das …

B.E.W.E.G.E.N weiterlesen

Der Garten bringt mit Hass keine fruchtbaren Blüten hervor. بوستان با کینه شکوفه به بار نیاورد

بوستان با کینه شکوفه به بار نیاورد با سپاس از سِمرا !چرخشِ معیوبِ کار !خیز و نَکِش انتظار باجِ تعلّق به سر؟ !گردش گردون نگر چشمِ چِرا جو بیار بازیِ وَهمت گذار کینه در این سرزمین آب دهد بذرِ کین خشم و کلامِ درشت تیغ گذارد به مُشت زخمِ دگر، انتقام چون برسد التیام؟ بخشش …

Der Garten bringt mit Hass keine fruchtbaren Blüten hervor. بوستان با کینه شکوفه به بار نیاورد weiterlesen

سازندگی

  شب است و جُنگِ سکوت و شرابِ تنهائی خانه سرشار گشته از شراره های رؤیائی در چنین خجسته احوالی، بارور، آرام فکر ره می گشاید به جانب ریشه قلب می تپد به شوقِ شکوفان نهالِ اندیشه و منم شادِ هوشیار، زنده، شیرین کام تا دگر بار زِ دلِ آزمون و آمیزشی درین کیهان رویبنده …

سازندگی weiterlesen

بزرگداشت زندگان: هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)، شمارهء هفت

آزادی تهران، اسفند ١٣٥٧ ۞۞۞ بیرون شد از گُمار تهران، آذر ١٣٥٨ ۞۞۞ زندگی تهران، اسفند ١٣٧٠ ۞۞۞ ارغوان تهران، فروردین ١٣٦٢ ۞۞۞ تاسیان تهران، آبان ١٣٥٧ ۞۞۞ آوازِ غم تهران، ١٣٨٠ ۞۞۞ سیاه و سپید ۞۞۞ دلا دیدی که خورشید از شبِ سرد چو آتش سر ز خاکستر برآورد ۞۞۞ داس و گل ۞۞۞ …

بزرگداشت زندگان: هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)، شمارهء هفت weiterlesen

بزرگداشت زندگان: هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)، شمارهء شش

زمین دزاشیب، تیر ١٣٣٣ ۞۞۞ بوسه تهران، ١٣٣٤ ۞۞۞ صبحِ دروغین تهران، ١٣٤٢ ۞۞۞ تشویش تهران، شهریور ١٣٤٢ ۞۞۞ من به باغِ گلِ سرخ ایروان، آبان ١٣٤٤ ۞۞۞ سقوط تهران، ١٣٥٠ ۞۞۞ شادباش تهران، اردیبهشت ١٣٥٧ ۞۞۞ مرثیه ۱۳۶۸ ،تهران ۞۞۞ زمین دزاشیب، تیر ١٣٣٣ زین پیش شاعرانِ ثنا خوان که چشمشان در سعد و …

بزرگداشت زندگان: هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)، شمارهء شش weiterlesen

بزرگداشت زندگان: هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)، شمارهء پنج

صلح تهران، اسفند ١٣٣٠ ۞۞۞ شبگیر رشت، مرداد ١٣٣٠ ۞۞۞ ای فردا رشت، شهریور ١٣٣٠ ۞۞۞ مهرگانِ نو رشت، مهر ١٣٣٠ ۞۞۞ دخترِ خورشید تهران، دی ١٣٣٠ ۞۞۞ سرودِ رستاخیز تهران، اسفند ١٣٣٠ ۞۞۞ مرجان بهمن، ١٣٣٢ ۞۞۞ به ناظم حکمت تهران، اسفند ١٣٣٠ ۞۞۞ صلح تهران، اسفند ١٣٣٠ جنبشِ گهواره نغمهء لالایی ریزشِ چشمهء …

بزرگداشت زندگان: هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)، شمارهء پنج weiterlesen

بزرگداشت زندگان: هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)، شمارهء چهار

گهوارهء خالی کلن، ١٣٧٨ ۞۞۞ گل رؤیا تهران، خرداد ١٣٢٩ ۞۞۞ سترون تهران، آذر ١٣٣٢ ۞۞۞ بانگ دریا انزلی، مرداد ١٣٤٢ ۞۞۞ بر برگِ گُل تهران، ١٣٦٠ ۞۞۞ بهار غم انگیز دزاشیب، فروردین ١٣٣٣ ۞۞۞ عشق و نفرت ۞۞۞ گهوارهء خالی کلن، ١٣٧٨ عمری ست تا از جان و دل، ای جان و دل می …

بزرگداشت زندگان: هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)، شمارهء چهار weiterlesen

بزرگداشت زندگان: هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)، شمارهء سه

صبر و ظفر تهران، بهمن ١٣٦٣ ۞۞۞ راهزن تهران، اردیبهشت ١٣٦٥ ۞۞۞ روشن گویا تهران، دی ١٣٦٥ ۞۞۞ در اوج آرزو تهران، خرداد ١٣٦٦ ۞۞۞ غریبانه تهران، تیر ١٣٦٦ ۞۞۞ ازین شب های ناباور تهران، آبان ١٣٥٧ / ١٣٦٨ ۞۞۞ چشمهء خارا تهران، اسفند ١٣٧١ ۞۞۞ بگزین ۞۞۞ صبر و ظفر تهران، بهمن ١٣٦٣ ای …

بزرگداشت زندگان: هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)، شمارهء سه weiterlesen

بزرگداشت زندگان: هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)، شمارهء دو

رحیل رشت، شهریور ١٣٢٦ ۞۞۞ زبان نگاه تهران، آبان ١٣٢٨ ۞۞۞ تنگ غروب تهران، ١٣٣٤ ۞۞۞ در کوچه سار شب تهران، دی ١٣٣٧ ۞۞۞ چشمی کنار پنجرهء انتظار تهران، اردیبهشت ١٣٤٠ ۞۞۞ پرواز خاکستر تهران، دی ١٣٥١ ۞۞۞ در دام کفر تهران، ١٣٥٣ ۞۞۞ در فتنهء رستاخیز تهران، ١٥ اسفند ١٣٥٣ ۞۞۞ دوزخ روح تهران، …

بزرگداشت زندگان: هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)، شمارهء دو weiterlesen

بزرگداشت زندگان: هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)، شمارهء یک

برگزیده از: پیر پرنیان اندیش / میلاد عظیمی و عاطفه طیّه در صحبت سایه. انتشارات سخن. تهران، ١٣٩١ ۞۞۞ !کبوتر :عاطفه طیّه: استاد! من از این شعرتون خوشم می آد نگاه چشمِ بیمارت چه خسته ست کبوترجان! که بالت را شکسته ست؟ کجا شد بال پرواز بلندت؟ سفید خوشگلم! پایت که بسته ست؟ خیلی شعر …

بزرگداشت زندگان: هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)، شمارهء یک weiterlesen

Ausfahrten

Ausfahrten* In Erinnerung an Wolfgang Kuhlmann, der beharrlich bis Januar 2012 durch seine FriedensTreiberAgentur (FTA) die Ausfahrten beleuchtete. ۞۞۞ Seit Jahrtausenden wurde der Weg beschritten. Seit Jahrtausenden wurde gegen den Weg gestritten. Grob umrissen nur war das ferne Ziel: eine Welt, die von den Menschen keinen Tod und keine Opfer verlangt; eine Welt mit tiefem …

Ausfahrten weiterlesen

Von Bienen, Wellen und Flammen

Tief in meinem verzauberten Herzen besingen seidene Stimmen, sich sehnsüchtig im Kreise drehend, durstig nach Lebenswärme siedend, das leidenschaftliche, zärtlich-liebevolle Leben der Bienen, Wellen und Flammen: „Wir sind wie die Wellen, die aufhören zu sein, wenn sie Stillstand erleiden. So reisen wir tanzend, in uns bedächtig ruhend, wie die fleißigen Bienen, die Blumen beharrlich bestäuben, …

Von Bienen, Wellen und Flammen weiterlesen

دُبی

در بهشت بدیعِ بابدیل برده پروران زمان بردگانِ عصر بسنده کرده بر بهرهء بیمقدار خویش محوِ تماشای سرابی فریبنده و دلخراش و دلنواز درمانده در درکِ نخوت و تکبّر نو کیسه های بددهان خو کرده به دردهای روح خویش، در دهشتِ دخمه های انبوه و پریش در ازدحام و آمیزشِ سنگ و آهن که قد …

دُبی weiterlesen

Krieg der 72 Religionenجنگ هفتاد و دو ملت

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند حافظ ۞۞۞ Verzeih den ganzen Krieg der 72 Religionen Da sie die Wahrheit nicht erblickten, fingen sie an Fabeln zu erdichten (Hafez) ۞۞۞ قومی متفکرند اندر ره دین قومی به گمان فتاده در راه یقین میترسم از آنکه بانگ آید …

Krieg der 72 Religionenجنگ هفتاد و دو ملت weiterlesen

Sohrab Sepehri: Der Ruf des Anfangs, ندای آغاز

Der Ruf des Anfangs (aus dem Buch „Der Reisende“; erste Erscheinung 1967) Wo sind meine Schuhe, wer hat gerufen: Sohrab? Die Stimme war bekannt, so wie die Luft den Körper des Blattes kennt. Meine Mutter schläft, Manouchehr und Parvaneh und vielleicht alle Menschen der Stadt schlafen (1). Die Nacht im Monat Khordad (2) geht seicht …

Sohrab Sepehri: Der Ruf des Anfangs, ندای آغاز weiterlesen

یادواره ها: فروغ فرّخزاد، شمارهء دو

... حالا شعر برای من یک مسئلهء جدّیست. مسئولیتیست که در مقابل وجود خودم احساس میکنم. یک جور جوابیست که باید به زندگی خودم بدهم. من همانقدر به شعر احترام میگذارم که یک آدم مذهبی به مذهبش. فکر مکنم نمیشود فقط به استعداد تکیه کرد. گفتن یک شعر خوب همانقدر سخت است و همانقدر دقّت …

یادواره ها: فروغ فرّخزاد، شمارهء دو weiterlesen

زهر و مرهم

برای دکتر مرتضی محیط واژه ها میوه ها را مانند آویزان از شاخهء بوته ها و درختان بوته ها و درختانی که گاه در کنارهء کویری برهوت برآمده اند و زمانی در جلگه ای زرخیز یا در دشتی سرسبز برخی بر سر راهی بدور از آبادی روئیده اند و برخی در آستانهء بهم پیوستن رود …

زهر و مرهم weiterlesen