(ترجمه های آزاد و برداشتها) از ما Hilde Domin* (1909-2006) (١) .در اعصار آتی در بارهء ما خواهند خواند هیچگاه من نمی خواستم که در اعصار آتی .ترحّم بچّه های دبستانی را برانگیزم هیچگاه بدین طریق .در دفترِ مدرسه ای وجود داشته باشم ما، محکوم به دانستن .و اقدام نکردن گرد و غبار ما .دیگر …
Autor: amortasawi
بند
گفتی اگر فکر می کنی که دنیا بد است به یاد آور که خود .بخشی از آن هستی به یاد آوردم و بند ها را نخست در خویشتن و پیرامون خویش .برانداختم ۞۞۞ Rotenburg an der Fulda شانزدهم شهریور ماه هزار و سیصد و نود و سه
لبخندی
گفتی که کوتاهترین راه برای رسیدن به انسانها و دریافتن ایشان .یک لبخند است لبخند زنان در دیدار با موجودات گیتی را دریافتم .و به خود رسیدم ۞۞۞ Rotenburg an der Fulda شانزدهم شهریور ماه هزار و سیصد و نود و سه ۞۞۞ لبخندی
Frage (Hilde Domin) پرسش
(ترجمه های آزاد و برداشتها) پرسش Hilde Domin* (1909-2006) اگر پرنده به ماهی تبدیل شود این بخشِ کوچک تو که همواره اوج میگرفت اگر آن خاموش و بیزبان در جهان بدون دست و بدون بال فرانگیرد که ماهی باشد در میان ماهیها؟ ۞۞۞ Frage Hilde Domin* (1909-2006) Wenn der Vogel ein Fisch wird dieser kleine …
Katalog (Hilde Domin) کتابِ فهرست
(ترجمه های آزاد و برداشتها) کتابِ فهرست Hilde Domin* (1909-2006) قلب، یک حلزون با یک خانه .شاخک ها را جمع می کند .قلب، یک جوجه تیغی قلب، یک جغد در روشنائی .پلک زنان .قلب، مرغ مهاجر، تغییر دهندهء اقلیم قلب، یک گلوله مضروب یک سانتی متر چرخان .قلب، دانهء شن قلب، پرتاب کنندهء بزرگِ .همهء …
Auf er anderen Seite des Monds (Hilde Domin) در آن طرفِ دیگر ماه
(ترجمه های آزاد و برداشتها) در آن طرفِ دیگر ماه Hilde Domin* (1909-2006) در آن طرفِ دیگر ماه در جریانند پوشیده در لباسهائی زرّین روزهای حقیقی تو آنها زندگی می کنند همانند تو در دیگر موارد در روشنائی رانده شده از اینجا رمیده آنجا آرام در گذارند .و تو میدانی که آنها به تو تعلّق …
Auf er anderen Seite des Monds (Hilde Domin) در آن طرفِ دیگر ماه weiterlesen
Einhorn (Hilde Domin) اسب تَک شاخ
(ترجمه های آزاد و برداشتها) اسب تَک شاخ Hilde Domin* (1909-2006) شادمانی این فروتنترین حیوان این اسب تَک شاخِ لطیف آنچنان آرام که کسی او را نمی شنود آنگاه که می آید، آنگاه که می رود حیوان خانگیِ من شادمانی زمانی که تشنه است اشکها را لیس می زند .از رویِ آرزوها ۞۞۞ Einhorn Hilde …
In voller Fahrt (Hilde Domin) با سرعت تمام
(ترجمه های آزاد و برداشتها) با سرعت تمام Hilde Domin* (1909-2006) ما در قطاری نشسته ایم هیچ کس نمی پرسد که آیا ما می خواهیم پیاده شویم و بسوی پلی می رانیم و پل درهم خواهد شکست این پل و یا پل بعدی درهم خواهند شکست چقدر مرا به درد می آوری و چقدر تو …
Es gibt dich (Hilde Domin) تو هستی
(ترجمه های آزاد و برداشتها) تو هستی Hilde Domin* (1909-2006) جایگاه تو آنجاست که دیدگان تو را نظاره می کنند آنجا که چشمها با هم دیدار می کنند تو پدیدار می شوی و ندائی تو را نگاه می دارد همواره صدائی یکتا بظاهر تنها یک ندا وجود دارد که همگان با آن تو را صدا …
Wer es könnte (Hilde Domin) کسی که میتوانست
(ترجمه های آزاد و برداشتها) کسی که میتوانست Hilde Domin* (1909-2006) (١) کسی که میتوانست دنیا را به بالا پرتاب کند تا باد .از میان آن بگذرد ۞۞۞ (٢) خوشا اگر کسی می توانست دنیا را به بالا پرتاب کند تا باد .آن را درنوردد ۞۞۞ Wer es könnte Hilde Domin* (1909-2006) Wer es könnte …
Imagine: living in a socialist USA
Imagine: living in a socialist USA Editors: Frances Goldin, Debby Smith, Michael Steven Smith HarperCollins Publishers, New York, 2014 ISBN: 978-0-06-230557-2 ۞۞۞ This book was Frances Goldins idea. She said to us, Im eighty-eight years old. I want to do two things before I die: get Mumia Abu-Jamal out of prison and edit a book …
وانمان
در این کارزارِ گَه خُرد و گَه فخیم که مهیّاست به هر گوشه در آن صد فریبا راهِ لغزش و بازگشت و گُریز نازنینا، وانمان از تلاش و کشف و ستیز پرچم افراز و چراغی شو فروزان، ای مهربان تا توانی شهد می ساز و می پَروَر شمیم ۞۞۞ Rotenburg an der Fulda پنجم شهریور …
نیازی و نوائی
برای سیمین گَردیم در این گردون، کمتر نه زِ یک ذرّه گُردیم در این پهنه، قائم به ذاتِ خویش وافی به خِرد و احسان، ناظر به پس و هم پیش جوئیم نجاتِ جمع، در قلّه و در درّه ۞۞۞ Rotenburg an der Fulda دوّم شهریور ماه هزار و سیصد و نود و سه ۞۞۞ نسخه …
Gaza 2014 غزّه ١٣٩٣
غزّه ١٣٩٣ (١) در میان انبوه تباهی و درد باز آغاز می کنم ترانهء دانائی و مهر سرودِ سازندگی و سرزندگی ۞۞۞ Gaza 2014 Umgeben von Verwüstung und Leid beginne ich wieder mit dem Lied des Wissens und der Liebe mit der Hymne des Schöpfens und der Lebensfreude ۞۞۞ (۲*) باز اگر محو شود نفحهء …
شوقِ شکفتن
برای مرتضی محیط ناسوتیم و ریشه در اعماقِ خاک شعر ِمن آن آینه در اَزمنه پرورده و پالوده در پیکاری پایدار و سَره گشته به اِبرام شفّاف و پاک بختکِ جور و جهالت اگر بیکران گردهء مرگ است اگر در زمان زهرِ تباهی به تَبع گَر زِ هر سو روان شوق شکفتن به مهر و …
Von der inneren Freiheit (Erich Fried) در موردِ آزادی درونی
ترجمه های آزاد و برداشتها در موردِ آزادی درونی Erich Fried* (1921-1988) کمر خم کردم تا پوتین های برّاق سیاه اربابمان را ببوسم :آنگاه او گفت !پائینتر وقتی که بیشتر کمر خم کردم در خود احساس کردم بسیار زیبا مقاومتِ ستون مهره هایم را که نمی خواست خمیده باشد شادمان به خزیدن ادامه دادم سپاسگزار …
Von der inneren Freiheit (Erich Fried) در موردِ آزادی درونی weiterlesen
Aufforderung zum Vergessen (Erich Fried) درخواستِ فراموش کردن
ترجمه های آزاد و برداشتها درخواستِ فراموش کردن Erich Fried* (1921-1988) "اگر آنها بالاخّره می خواستند که مطالبات کهنهء خویش را فراموش کنند." یک برهان صهیونیستی احمق نباش باد می گوید دنیا به چرخش خود ادامه می دهد همه چیز خود را دگرگون می سازد گذشته را باید فراموش کرد اگر تو می توانستی مزرعهء …
Aufforderung zum Vergessen (Erich Fried) درخواستِ فراموش کردن weiterlesen
Angst ud Zweifel (Erich Fried) اریش فرید
(ترجمه های آزاد و برداشتها) ترس و شک Erich Fried* (1921-1988) شک نکن به کسی که به تو می گوید او می ترسد امّا بترس از کسی که می گوید او با هیچ شکی آشنا نیست ۞۞۞ Angst und Zweifel Erich Fried* (1921-1988) Zweifle nicht an dem der dir sagt er hat Angst aber hab …
Die Botschafter (Hilde Domin) پیام آوران
(ترجمه های آزاد و برداشتها) پیام آوران Hilde Domin* (1909-2006) پیام آوران از دوردستها می آیند از آنسوی دیوار برهنه پا می آیند این راه دراز را .تا این کلمه را تحویل دهند یکی از آنها در برابرِ تو ایستاده است در جامه هایِ دوردست او واژهء "من" را می آورد او بازوان را میگشاید …
انقلابِ آگاهی
برای علیرضا و فریبرز بپاخیز بپاخیز سَحرخیز دَمی با نَفَسِ صبح بیامیز بچش آن میِ الوانِ افق نیز فرو شو فرو شو به طلب در رگِ تاریخ همه جهل، همه وهم، کهن ژاژه، اراجیف به دانش، به کوشش، بِکَن از بُن و از بیخ نگه کُن نگه کُن زِ سرِ مهر از زِبَر و زیر …