نیازی و نوائی

برای سیمین گَردیم در این گردون، کمتر نه زِ یک ذرّه گُردیم در این پهنه، قائم به ذاتِ خویش وافی به خِرد و احسان، ناظر به پس و هم پیش جوئیم نجاتِ جمع، در قلّه و در درّه ۞۞۞ Rotenburg an der Fulda دوّم شهریور ماه هزار و سیصد و نود و سه ۞۞۞ نسخه …

نیازی و نوائی weiterlesen

Gaza 2014 غزّه ١٣٩٣

غزّه ١٣٩٣ (١) در میان انبوه تباهی و درد باز آغاز می کنم ترانهء دانائی و مهر سرودِ سازندگی و سرزندگی ۞۞۞ Gaza 2014 Umgeben von Verwüstung und Leid beginne ich wieder mit dem Lied des Wissens und der Liebe mit der Hymne des Schöpfens und der Lebensfreude ۞۞۞ (۲*) باز اگر محو شود نفحهء …

Gaza 2014 غزّه ١٣٩٣ weiterlesen

شوقِ شکفتن

برای مرتضی محیط ناسوتیم و ریشه در اعماقِ خاک شعر ِمن آن آینه در اَزمنه پرورده و پالوده در پیکاری پایدار و سَره گشته به اِبرام شفّاف و پاک بختکِ جور و جهالت اگر بیکران گردهء مرگ است اگر در زمان زهرِ تباهی به تَبع گَر زِ هر سو روان شوق شکفتن به مهر و …

شوقِ شکفتن weiterlesen

Von der inneren Freiheit (Erich Fried) در موردِ آزادی درونی

ترجمه های آزاد و برداشتها در موردِ آزادی درونی Erich Fried* (1921-1988) کمر خم کردم تا پوتین های برّاق سیاه اربابمان را ببوسم :آنگاه او گفت !پائینتر وقتی که بیشتر کمر خم کردم در خود احساس کردم بسیار زیبا مقاومتِ ستون مهره هایم را که نمی خواست خمیده باشد شادمان به خزیدن ادامه دادم سپاسگزار …

Von der inneren Freiheit (Erich Fried) در موردِ آزادی درونی weiterlesen

Aufforderung zum Vergessen (Erich Fried) درخواستِ فراموش کردن

ترجمه های آزاد و برداشتها درخواستِ فراموش کردن Erich Fried* (1921-1988) "اگر آنها بالاخّره می خواستند که مطالبات کهنهء خویش را فراموش کنند." یک برهان صهیونیستی احمق نباش باد می گوید دنیا به چرخش خود ادامه می دهد همه چیز خود را دگرگون می سازد گذشته را باید فراموش کرد اگر تو می توانستی مزرعهء …

Aufforderung zum Vergessen (Erich Fried) درخواستِ فراموش کردن weiterlesen

Angst ud Zweifel (Erich Fried) اریش فرید

(ترجمه های آزاد و برداشتها) ترس و شک Erich Fried* (1921-1988) شک نکن به کسی که به تو می گوید او می ترسد امّا بترس از کسی که می گوید او با هیچ شکی آشنا نیست ۞۞۞ Angst und Zweifel Erich Fried* (1921-1988) Zweifle nicht an dem der dir sagt er hat Angst aber hab …

Angst ud Zweifel (Erich Fried) اریش فرید weiterlesen

Die Botschafter (Hilde Domin) پیام آوران

(ترجمه های آزاد و برداشتها) پیام آوران Hilde Domin* (1909-2006) پیام آوران از دوردستها می آیند از آنسوی دیوار برهنه پا می آیند این راه دراز را .تا این کلمه را تحویل دهند یکی از آنها در برابرِ تو ایستاده است در جامه هایِ دوردست او واژهء "من" را می آورد او بازوان را میگشاید …

Die Botschafter (Hilde Domin) پیام آوران weiterlesen

انقلابِ آگاهی

برای علیرضا و فریبرز بپاخیز بپاخیز سَحرخیز دَمی با نَفَسِ صبح بیامیز بچش آن میِ الوانِ افق نیز فرو شو فرو شو به طلب در رگِ تاریخ همه جهل، همه وهم، کهن ژاژه، اراجیف به دانش، به کوشش، بِکَن از بُن و از بیخ نگه کُن نگه کُن زِ سرِ مهر از زِبَر و زیر …

انقلابِ آگاهی weiterlesen

بزرگداشت زندگان: محمّد رضا شفیعی کدکنی؛شمارهء نه

بزرگداشت زندگان: محمّد رضا شفیعی کدکنی شمارهء نه Kadkani 9 ۞۞۞ صبوحی ۞۞۞ یک نبض حیات ۞۞۞ در آینه ۞۞۞ زلزله و عشق ۞۞۞ از شکافِ خارا ۞۞۞ آمیزهء چار عنصر ۞۞۞ زمزمه ۞۞۞ در حضورِ تو ۞۞۞ در شب سردی که سرودی نداشت ۞۞۞ یک دقیقه سکوت ۞۞۞ طرازِ آرزو ۞۞۞ آینهء دو روح …

بزرگداشت زندگان: محمّد رضا شفیعی کدکنی؛شمارهء نه weiterlesen

Rückkehr / Return

​ Return The old, new fascism did not come on the quiet. It came with torchlight processions, marches and well-known signs. It came with the smell of burning flesh. ۞۞۞ Rückkehr Der alte, neue Faschismus kam nicht auf leisen Füßen. Er kam mit Fackelzügen, Aufmärschen und bekannten Zeichen. Er kam mit dem Geruch verbrannten Fleisches. …

Rückkehr / Return weiterlesen

درخت

تقدیم به فرشین گه خموده تَنی گه شکسته پای و باز قائم به ذاتِ خویش ریشه در اعماقِ خاک دل پسند و دیده نواز شاخ و برگِ خویش رو به سویِ آسمانِ پاک سرفراز دراز می کنی تو والا آموزگارِ ارجمندِ مَنی !ای نازنین !ای بهترین زُمرّدِ زمین ۞۞۞ Rotenburg an der Fulda سیزدهم اردیبهشت …

درخت weiterlesen

Volle Entfaltung (Erich Fried) شکوفائی تمام

(ترجمه های آزاد و برداشتها) شکوفائی تمام Erich Fried* (1921-1988) کسانی که زندگی را دوست می دارند اغلب تنها می گویند آنها زنی را دوست می دارند یا دامان او را یا صدای او را یا بویِ خوشِ نانِ تازه پخت را دوست می دارند یا خانه ای قدیمی را یا خورشید را هنگام غروب …

Volle Entfaltung (Erich Fried) شکوفائی تمام weiterlesen

Ein Menschenkenner (Erich Fried) یک انسان شناس

(ترجمه های آزاد و برداشتها) یک انسان شناس Erich Fried* (1921-1988) او می گوید من می توانم تو را بخوانم" "چون کتابی باز و می پندارد که او هر کتابی را که می خواند می تواند هم بفهمد ۞۞۞ Ein Menschenkenner Erich Fried* (1921-1988) Er sagt „Ich kann dich lesen wie ein offenes Buch“ und …

Ein Menschenkenner (Erich Fried) یک انسان شناس weiterlesen

Bevor ich sterbe (Erich Fried) قبل از آن که بمیرم

(ترجمه های آزاد و برداشتها) قبل از آن که بمیرم Erich Fried* (1921-1988) یک بار دیگر سخن گفتن از گرمایِ زندگی :تا همانا برخی بدانند گرم نیست ولی می توانست گرم باشد قبل از آن که بمیرم یک بار دیگر سخن گفتن از عشق :تا همانا برخی بگویند آن وجود داشت آن باید وجود داشته …

Bevor ich sterbe (Erich Fried) قبل از آن که بمیرم weiterlesen

سبز مغز پسته ای

تقدیم به سیما چون سپیده باز به ناز پرده ها ز راز کنار می زند هر ذرّهء سُماریِ سودائی سینه ام .نو نویدِ سرزندگی جار می زند مخملین مطلعِ بهار مهربان منادیِ بدایت و بلوغ و بالندگی هر گوشه بر چهرهء گِل و گَل و گیاه .ماهرانه آرام لب خال می کشد سارِ شاخسارِ روبروی …

سبز مغز پسته ای weiterlesen

Nimm den Eimer (Hilde Domin) سطل را بردار

(ترجمه های آزاد و برداشتها) سطل را بردار Hilde Domin* (1909-2006) سطل را بردار خود را حمل کن آگاه باش که خود را میبری بسوی تشنگان آگاه باش که تو آب نیستی تو فقط سطل را حمل می کنی آنها را با وجود این سیراب کن و آنگاه سطل را انباشته از خودت بسوی خویش …

Nimm den Eimer (Hilde Domin) سطل را بردار weiterlesen

Fingernagelgroß (Hilde Domin) به بزرگی یک ناخن انگشت

(ترجمه های آزاد و برداشتها) به بزرگی یک ناخن انگشت Hilde Domin* (1909-2006) در مرغزاری به بزرگی یک ناخن انگشت در خواب است دگرگون سازندهء بزرگ اوئی که در زمین چنگ می اندازد آن سان که در آب او شاید بتواند کفه های ترازو را زیرورو کند و از باد مملو سازد بادبان کشتی با …

Fingernagelgroß (Hilde Domin) به بزرگی یک ناخن انگشت weiterlesen

Beklemmung (Hilde Domin) ترس و نفس تنگی

(ترجمه های آزاد و برداشتها) ترس و نفس تنگی Hilde Domin* (1909-2006) در من بیم پدید می آورد این تکبّر و نخوت این ایمنیِ بدون ایمنیِ کسانی که در کنار مخزنِ گاز زندگی میکنند .واز گل یاس کبود متنفّرند انگشتانِ بدون سرپنجه همواره تنگاتنگ مرتبط شگفتی تصنعی بوجود آورنده با قلبی ماهیوار چون ماهیها گروه …

Beklemmung (Hilde Domin) ترس و نفس تنگی weiterlesen

Orientierung (Hilde Domin) سمتگیری

(ترجمه های آزاد و برداشتها) سمتگیری Hilde Domin* (1909-2006) قلب من، این گل آفتاب گردان در جستجوی .روشنائی بسوی کدامین یک از بارقه های نور که دیرزمانیست که دیگر نیستند سر خود را بلند خواهی کرد در روزهای تاریک؟ ۞۞۞ Orientierung Hilde Domin* (1909-2006) Mein Herz, diese Sonnenblume auf der Suche nach dem Licht. Welchem …

Orientierung (Hilde Domin) سمتگیری weiterlesen

Systemisch

Vor der Ära der 2014 mit deutscher Hilfe an die Macht gebrachten ukrainischen Regierung wurde das erste Verbotsverfahren gegen die Nationaldemokratische Partei Deutschlands (NPD) vom Bundesverfassungsgericht aus Verfahrensgründen eingestellt, weil Verbindungs- und Vertrauenspersonen des Verfassungsschutzes in der Führungsebene dieser Partei tätig waren. Weitere NPD-Verbotsverfahren sind aus systemischen Gründen schädlich, weil hierbei Verhandlungspartner der deutschen Regierung …

Systemisch weiterlesen