الفبا

تقدیم به سیما ،گُلِ نار، سهیل و عیسی

 ۞۞۞

ای جوی بیا با هم، هماوا گردیم
با چشمه و شط و رود یکجا گردیم
پیوند کنیم روشنی و پاکی را
باشد روزی دوباره دریا گردیم
(زنده یاد سیاوش کسرائی)

۞۞۞


اَلا کولی سرگردان، چه می گردی چنین حیران؟
بپاشم بذر بهروزی ، کنم درد دلی درمان
پس این چهرهء آرام، ز این دوران دژم گردم
تمنّای مهر و گرمائی، بسر دارم، همی گردم
تب سوزان و مرهم نی، دو روز عمر گردد طی
ثریا و زحل ناظر، ز نارم گشته ام چون نی
جدال و جستجو باقیست، و این ره را نهایت نیست
چنان گر دیده تر دارم، چنین روز و شبم جاریست
حقیقت جویم و یارانی، بدانند رسم عیّاری
خلاف باور دوران، بپاخیزند به طرّاری
دل از آلوده پالایند، نبرد سخت را شایند
ذلالت را ز خود رانند، ذرخشی نو پدید آرند
روان گردیم چون رودی، میان کوه و کویر و دشت
زبان مرغکان دانند، بفهمند معنی گلگشت
ژاله ای گر بر لب لاله، ببینند پر کشند شادان
سَحَر سِحرِ زمان خوانند، زمین خواهند آبادان
شراب شور در رگها، سرود مهر بر لبها
صدایِ زنجره در قلب و ز رقصِ شاپرک شیدا
ضلالت گر که می بینند، به همّت روشن کنند ره را
طبیبی گر نمی یابند، بجویند خود شرط درمان را
عَروض و درّهء دهشت، چو بینند خود پلی گردند
غریبی گر ز در آید، حریری سر بسر گردند
فغان گر بر لبی جاریست، دقیق و دادور باشند
قساوت قهرانه چون کوبد، خود آن سنگین سپر باشند
کدورت را نتابند و کلام راستی گویند
گریز از کاستی جویند، حزین قلبی غمی شویند
لطافت را به قعری تلخ، پرستارانه بار آرند
مروّت را در اوج خشم، همی اندر نظر آرند
نهال داد و دانش را، گرامی دارند چون گلی بیتا
وصال مهر و دانائی، بجویند شیدا در این دنیا
همین گونه که برخواندم، الفبایم بسر آمد
یلانِ عشق را جویم، تنی واحد به کار آید

۞۞۞

Köln نهم مردادماه هزارو سیصد و نود،
۞۞۞

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden /  Ändern )

Google Foto

Du kommentierst mit Deinem Google-Konto. Abmelden /  Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden /  Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden /  Ändern )

Verbinde mit %s