ستایش زایش

برای خاک مادر و زاینده رود
به جز مهر و شادی نخواهم سرود

با شما انسانها
سخنی دارم از سر مهر
دیده زان تار و دل چرکین مکنید
و مجوئید در آن
طعنه و تخطئه و توهینی
دست دوستیست که بیغش و باز
در پی طرح و شور و آغاز
سویتان گشته دراز
وز شما می پرسم
که چرا خصمانه
خاک مادر را دشمن خود پندارید
و چنین بیگانه
بیخبر از بوی برگ و بهار و بادید
راست گوئید چه تاجی بر سردارید
که چنین مست و بیمار
خویش را صاحب عالم دانید
وین سمور و مور یا آن موش ومار
کم چه دارند ز شما در رفتار
فاش گوئید مرا
که چرا صید ستم صد سالارید
در همان حال ولی خود خیره
کبر و سودای سالاری در سر دارید

۞۞۞

هجدهم تیر ماه هزارو سیصدو نود
Rotenburg an der Fulda

Hinterlasse einen Kommentar