Krokodiltränen (Rose Ausländer) اشکهای تمساح

(ترجمه های آزاد و برداشتها) اشکهای تمساح Rose Ausländer* (1901-1988) من به سوپم با اشکهای تمساح نمک می زنم. تمساح، یک هدیهء تولّد، در آشپزخانه دراز کشیده است و گریه می کند، چرا که من آن چیزی را که وی با اشتیاق می خورد نمی پزم: بَشَر. وی را با ادبیات تغذیه می کنم. وی …

Krokodiltränen (Rose Ausländer) اشکهای تمساح weiterlesen

Farben (Rose Ausländer) رنگها

(ترجمه های آزاد و برداشتها) رنگها Rose Ausländer* (1901-1988) خسته نمی شوم از نگاه کردن به پیکرهای زیبا سپید، سیاه، زرد خسته ام از شنیدنِ سخنِ زشت دربارهء پیکرهای زیبا اندیشهء تو خواه سیاه، زرد و یا سپید است می خواهم آن را نقّاشی کنم چون پیکرِ رنگین کمان تخته رنگِ من همهء رنگها را …

Farben (Rose Ausländer) رنگها weiterlesen

Am Ende der Zeit (Rose Ausländer) در انتهای زمان

(ترجمه های آزاد و برداشتها) در انتهای زمان Rose Ausländer* (1901-1988) آن گاه که جنگ پایان داده شده است در انتهای زمان ما دوباره گردش خواهیم کرد در بولوارِ گوش ماهی موافقی با انسان و انسان زیبا خواهد بود اگر تحقّق پذیرد در انتهای زمان ۞۞۞ Am Ende der Zeit Rose Ausländer* (1901-1988) Wenn der …

Am Ende der Zeit (Rose Ausländer) در انتهای زمان weiterlesen